***بازمحتاج توام...
کاش میان ثانیه هایم گم میشدم!
دستانم میلرزد
چشمانم نگران دستانم
امیدی برای رفتن نیست
مات ومبهوت به انچه که کردم می اندیشم
خدایاچه شد؟!!!
خودم راچگونه پیداکنم؟
خنده داراست بازمحتاج توام...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۱ ساعت 10:56 AM توسط sedaghat
|
(دانشجوی تربیت بدنی)