***خیال...
نمیفهمیدرفتنش را!!!
غرق در رویای بااوبودن بودن بود.
نمیدانست روزی انقدرغرق در شادی میشودکه
اگرازکنارش نیزبگذردمیگوید:
چقدراشنابود!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۱ ساعت 10:22 PM توسط sedaghat
|
(دانشجوی تربیت بدنی)